حسين علوى مهر
160
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
به منظور مقابله با معتزله به سركوب عقل پرداختند و درك و فهم عقل ، حتى حسن و قبح عقلى را ناديده گرفته و كنار زدند و ضربهء سنگينى به دين وارد آوردند . ب . مخالفان دين و مذهب نيز به خاطر كوبيدن اساس مذهب ، دين را يك مسألهء غير عقلانى مطرح كرده و احكام آن را مخالف با عقل جلوه دادند . ج . دانشمندان علوم طبيعى و تجربى ، كه از زمان « رنسانس » اساس علوم و دانشها را تجربه ، آزمايش و حس قرار دادند و آنچه در اين قالبها نمىگنجيد آن را نفى يا معارض با علم و عقل دانستند و بسيارى از احكام دينى ؛ از جمله احكام فراعقلى را كه خارج از فهم حس و تجربه و آزمايش بود انكار نموده يا آن را معارض عقل معرفى كردند . دانشمندان دينى ، اعم از فلاسفه ، متكلمان ، اصوليون و مفسران همواره بر اين موضوع تأكيد كردهاند كه عقل و دين هيچ گونه تعارضى ندارند و اگر تعارضى ديده شود ابتدايى و ظاهرى است كه قابل حل است و در واقع تعارض نيست . پيش از آن كه به چند نمونه از تعارض ظاهرى اشارت رود ، سخنى از شيخ انصارى رحمه اللّه - خاتم الفقهاء و المجتهدين - در نفى تعارض اين دو بازگو مىشود . ايشان در نقد كلام محدث بحرانى مىنويسد : « فليت شعرى اذا فرض حكم العقل على وجه القطع بشىء كيف يجوز حصول القطع او الظّن من الدّليل النّقلى على خلافه و كذا لو فرض حصول القطع من الدليل النّقلى كيف يجوز حكم العقل بخلافه على وجه القطع ؛ « 1 » اى كاش مىدانستم وقتى كه عقل به چيزى حكم قطعى صادر مىكند چگونه دليل نقلى مخالف آن ممكن است ، و همچنين اگر با يك دليل نقلى قطعى ، حكم قطعى صادر شود چگونه عقل به مخالف آن حكمى قطعى صادر مىكند » . در واقع ايشان تعارض يك حكم عقلى قطعى با نقل و همچنين يك حكم قطعى نقلى با عقل ، محال و ممتنع مىداند . دلائل عدم امكان تعارض حكم عقل با حكم شرع ( قطعى ) الف . چنان كه در ضمن نقل آيات و روايات گذشت ، خداوند متعال برترين نيروى درك و فهم در وجود انسان را عقل مىداند . پس چگونه ممكن است حكمى از جانب خود براى
--> ( 1 ) رسائل ( فرائد الاصول ) / 10 .